تبليغاتX
سینمای دید نو New Vision Cinema اين صفحه را صفحه ی اصلی خود کنيد

Mon 15 Jan 2007

متن شکایتنامه شورای هنرمندان و نویسندگان

   

 

اعتراضات و شکایات هنوزهم علیه فلم کابل اکسپرس ادامه دارد!

 

 متن شکایت نامه شورای  هنرمندان و نویسندگان علیه فلم کابل اکسپرس به لوی سارنوالی ج.ا.ا

 

به : لوی سارنوالی ج . ا. ا                                       رونوشت به: مطبوعات

موضوع: شکایت نامه                                             تاریخ: 20/ 10/ 1385 

 

 



محترم عبدالجبار ثابت لوی سارنوال ج. ا. ا

 

ضمن عرض سلام و آرزوی موفقیت برای شما، تقاضامندیم تا به شکایت ما همانند همه­ی کارهای تان با جدیت رسیدگی نمایید.

همانگونه که درجریان هستید سال گذشته مسؤلین کمپنی یش راج چوپرای هندوستان با اکیپی کامل جهت فلمبرداری و ساختن فلم " کابل اکسپرس" به افغانستان آمدند. فلم یاد شده پس از طی مراحل فلمبرداری، ایدیت و ....، بالاخره ماه گذشته درهندوستان به روی اکران رفت که متأسفانه دراین فلم مستقیماً قوم هزاره مورد توهین و اتهام ناروا قرارگرفته است که وزارت اطلاعات وفرهنگ نمایش آن را درکشورممنوع اعلام نمود.

ما طی تحقیقات لازم دریافتیم که آقایان و نهاد های زیر،

 

  1. حنیف همگام به عنوان بازیگر نقش محوری طی دیالوگ ها و نیز عمل شنیع ( فیربراجساد)، توهین و اتهامی آشکاربه هزاره ها نموده.
  2. عظیم نجم رییس عظیم فلم به دلیل ایجاد واجرای دیالوگ های توهین آمیز و سرشارازافترا، و نیز به – عنوان همکار، مشاور، شریک و راهنمای کمپنی یش چوپرا،
  3. افغان فلم به دلیل همکاری تخنیکی و مسئولیت بررسی سیناریو،
  4. وزارت اطلاعات و فرهنگ به دلیل مسئولیت صدور جوازفلمبرداری،

مسئولین حادثه­ی اسف باری که قلب اکثریت جامعه­ی ما را جریحه دارساخت به شمارمیروند.

بنابراین ازشما تقاضامندیم که افراد و نهاد های یادشده را به اتهام دخالت مستقیم و یا نادیده گرفتن توهین و وارد نمودن اتهامات بدون مدرک به مردم هزاره، به منظور تحقیق و نهایتاً حضوردردادگاه علنی احضارنمایید.

مسلماً با وضعیت فعلی کشور و به ویژه برانگیخته شدن احساست مردم هزاره هرگونه تعلل و تأخیر دراین مورد زمینه­ی بروز حوادث ناگوار را درجامعه تشدید خواهد کرد.

 

 

با تقدیم احترام

شورای هنرمندان و نویسندگان

نوشته شده توسط Mohammad Amin Wahidi در 4:40 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

Mon 15 Jan 2007

فرار حنیف همگام ازکشور

   

  

متهم گریخت اما بدون تصفیه حساب. 

( نوشته­ی محمد امین وحیدی)

 

 

       به نقل از سایت انترنتی The Hindu  یا www.hindu.com ، حنیف همگام روز شنبه 13 جنوری سال روان میلادی ازکشورفرارنموده و درکشورهند پناهنده شده است. این هنرپیشه که ازاوایل ظن آن میرفت، فقط بدلیل پناهنده شدن در یکی ازکشورهای خارجی دست به بازی نقش و ادای دیالوگ های توهین آمیزدرفلم کابل اکسپرس زده باشد، با فرارش ازکشورثابت نمود که واقعاً بجزآن، هدف دیگری نداشته است. حنیف همگام گریخت اما با یک دهن کجی دیگر به مردم افغانستان! اگریادتان باشد، درآخرین قسمت ازبرنامه زنگ خطر که او درآن حضور کوتاهی داشت، با ادای حرکت کوچک اما بازهم اهانت آمیز به یک ملت، باردیگرنیشش را زد و ثابت نمود که نه هنرمند است و نه به قداست هنر احترام دارد زیرا او باید ازمردمش معذرت میخواست و منحیث یک هنرمند درکشورش باقی میماند.

چهارشنبه گذشته با آغازبرنامه زنگ خطر، چنین مینمود که گویا  حنیف همگام حاضرشده باردیگربرنامه را پیش ببرد ، اما پس ازسلام وادای چند کلام، بصورت ناگهانی کسانی آمدند و دست و دهن وی را ببستند و او را با خود بردند،" که ای کاش این دست و دهن ازآغاز بسته میبود" و برنامه لحظه بعد برنامه با حضورافراد دیگرادامه یافت. این حرکت بدین معناست که " اعتراضی را که مردم افغانستان علیه گفته های توهین آمیز و آن فلم ماجرا برانگیز نموده اند، درمغایرت با آزادی بیان بوده است" یا به عباره دیگر" دراین سرزمین هنوز هم هیچکس حق آزادی بیان!!؟ ندارد". این درحالیست که حنیف همگام و تیم همکارش برداشت اشتباهی ازآزادی بیان نموده اند. یکی ازپیش شرط های آزادی بیان، رعایت کردن و احترام به حقوق و شخصیت دیگران است. " آزادی بیان " قسمی که امروزه رایج گردیده ( هرچه دلت خواست بگو، ولو به هرقیمتی و به ضررهرکسی هم که تمام شود) آله ای برای ساختن case ( قضیه خطرجان) و بدست آوردن پناهندگی درکشوردیگر نیست!، بلکه شرایط و پیش فرض های خاص خود را دارد.

 حنیف همگام اول با ادای نقش درفلم کابل اکسپرس به مردم افغانستان بخصوص هزاره ها ( ونیز پشتون های هودخیل) اهانت نمود، باردوم با حرکتش دربرنامه زنگ خطر و اینبار با فرارش ازکشورثابت نمود، که زیرکاسه نیم کاسه ای است. معلوم نیست که حنیف همگام بعد از هندوستان کدام کشورسوم دیگررا انتخاب نماید، اما با دیدن برنامه زنگ خطر هفته گذشته به نظرمیرسد، تلویزیون طلوع هم درپشت این قضیه دستی داشته باشد وهمانطور که با ساختن case  ( قضیه خطرجان ) برای شکیب ایثار ( بصورت مجانی و بدون درد سر) ازخود نماینده ای دراروپا فرستاد تا ازآنجا برنامه هایی برایشان بفرستد، همانطور حنیف همگام را نیز کمک نموده است تا با فرستادن او درکدام کشوردیگر( با دستاویز و بدون هیچ مصرف)، به برنامه های تولیده شده درخارج خود بیافزاید. این موضوع را گذشت زمان روشن خواهد ساخت با آنکه کسان دیگر با اهداف تخریبی جدی تری درپشت این قضیه قراردارند.  

فرارهمگام درحالی صورت میگیرد که هنوز هیچیک ازاتهامات و شکایاتی که علیه وی صورت گرفته پیگرد قانونی نشده اند، با این حساب تا ختم دادگاه و رسیدگی به شکایات و اتهامات علیه وی، حنیف همگام هنوز یک متهم فراریست! آیا مقامات دولتی هندوستان خواهند توانست به یک متهم پناهندگی سیاسی بدهند؟!       

 

خبر فرار حنیف همگام برگرفته ازسایت The Hindu  درزیرآمده است.

 

Afghan actor flees country

Kabul, Jan 14. (Xinhua): Afghan actor Hanif Hamgam who played a role in the controversial Indian film the Kabul Express has taken refuge to India, a Kabul-based newspaper reported on Saturday.

"In order to save his life Hanif Hamgam took refuge to India on Wednesday," Daily Arman-e-Millie writes.

Produced by an Indian film maker, the Kabul Express, according to Hazaras the third ethnic group in Afghanistan, is an insult to Hazaras as well as to the whole Afghan nation.

In the film, Hazaras have been branded as barbaric and looters and the Hazara leaders have called on Indian and Afghan Government to ban the film and warned to take action if their demand is not meet.

The Afghan Government has already banned the film.

 

نوشته شده توسط Mohammad Amin Wahidi در 10:39 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

Sun 14 Jan 2007

ازدیاد روزافزون شبکه های تلویزیونی خصوصی درکشور

 

      

 

ازدیاد روزافزون شبکه های تلویزیونی خصوصی درکشور

( نوشته­ی محمد امین وحیدی)

 

 درایامی که شبکه های تلویزیونی به صورت روزافزون مانند سمارق ازهرگوشه و کنارکشورسر می افرازند و این پروسه درحال پیشرفت باعث ایجاد رقابت سخت بین بعضی از شبکه های موجود گردیده است؛ دسته بندی بین تلویزیون ها ازنگاه برنامه سازی و دسته بندی بیننده ها ازنگاه علاقه مندی به این شبکه ها نیزخود بخودی شکل میگیرد. بعضی شبکه ها اند که دراین رقابت ها نه تنها توانمندی چندانی از خود نشان نداده اند، بلکه فقط برای بقای خود درحالتی که قرار دارند، دعا مینمایند و درمقابل شبکه هایی هم هستند که بصورت چشمگیری به اندازه یک صد وهشتاد درجه دربرنامه سازی شان تفاوت هایی دیده میشود. بینندگان و کسانیکه تلویزیون میبینند وخاصتاً علاقه مند تعقیب برنامه های تلویزیونی اند، به صورت نا خود آگاه حتماً به این وضعیت پی برده اند. خوب این نکته معلوم است که دربازار رقابت، آنهم برای یک رسانه تصویری دانستن علاقه مندی مخاطب و یابیدن به اصطلاح " رگ خواب بیننده ها" از اولویت های کاری میباشد وگرنه با تکنالوژی پیشرفت امروز بیننده ای که علاقه مند یک شبکه نباشد فقط با فشاریک دکمه ریموت کنترول خودش را ازشرآن رها میکند. شنیده میشود تا کنون حدود بیست و پنج شبکه تلویزیونی خصوصی ازوزارت فرهنگ و جوانان کشورجواز فعالیت دریافت نموده اند.

     ازبین هفت  شبکه تلویزیونی موجود درکشورتاکنون همواره رقابت سخت میان دویا سه تای آن شدید تر از دیگران بوده است.

 

                 

                                           

دراین دسته بندی شبکه هایی اند که بیشتر برسرمسایل سیاسی و اخبارروز توجه بیشتردارد و درمقابل شبکه هایی هم هستند که بیشتربر برنامه های تفریحی و سرگرم کننده توجه دارند، اما برنده آنست که درهردوبخش تعادل را حفظ نماید و مطابق خواست بیننده باگذشت زمان رشد نموده همچنان مقامش را حفظ نماید. درمیان شبکه های تلویزیونی موجود، قرارنظرسنجی ها از مردم، بنظرمیرسد تلویزیون طلوع بیشترین بیننده را دارا باشد و مقام دوم را بعضاً به آریانا میدهند و بعضاً به تلویزیون ملی افغانستان و به ترتیب بعد ازآن تلویزیونهای افغان، لمر و شمشاد و آیینه دررده های بعدی قراردارند. یکی از ویژگی های تلویزیون طلوع که تا فعلاً آنرا درجایگاه نخست قرارداده است، تجارتی بودن آنست، و درآمد هرچه بیشتر وابسته به  داشتن بیننده های زیاد تراست، درآنصورت باید جست و دانست که مردم چی میخواهند و وقتی که مطابق خواست و پسند مردم عمل شود، مسلم است که پیشرفت قابل ملاحظه ای درپیخواهد داشت، البته درپهلوی نظریات مردم، این وظیفه و رسالت رسانه هاست تا درسمت دهی درست مردم کوشش نمایند، یعنی مردم را بد عادت ننمایند که متاسفانه چنین واقعیت دربعضی تلویزیون های خصوصی این کشوردیده میشود.  

 

نشرسریال های هندی یا ترویج فرهنگ هندویزم درافغانستان؟

نشر فلمها، آهنگ ها و سریالهای بیش از حد هندی، تقلید بعضی از برنامه ها ازروی همدیگر با اندکی تفاوت، استفاده ازگردانندگان کم دانش و غیرحرفه ای، ازمشابهت های کلی بین شبکه های موجود درکشورمیباشد. سریالهای هندی که نشرآن بیشترزمینه ترویج فرهنگ هندوستان را دراین کشورمساعد میسازد، به همان اندازه که مردم ( بخصوص اطفال و نوجوانان) ازطرز زندگی، خصوصیات و عملکرد های آنها میآموزند، با دیدن رسم و رواج ها، پوشاک و فیشن، عنعنات و مراسم مذهبی این کرکترها اززندگی واقعی شان فاصله میگرند و خود را درقالب آنها مینگرند. استفاده ازمواد تصویری هندی به حدی مروج شده است که وقتی آدم شبکه های تلویزیونی خصوصی افغانستان را یکی پس از دیگری تبدیل مینماید، ازبس با محتویات ( آهنگ، سریال و فلم) هندی روبرومیشود که احساس میکند یا درهندوستان بسرمیبرد یا این شبکه ها ازهندوستان به نشرات میپردازند. نتیجه و پی آمد تاثیرگذاری این فلم ها و سریالها هم که به بسیارسادگی دربازارهای پوشاک، درمراسم ها، میهمانی ها نشست ها و عروسی ها و محافل به خوبی مشهود است. با درک این حقیقت که رسانه های تصویری تاثیرگذاری خاصی بالای جامعه دارند، با تاسف میتوان گفت که با دیدن این همه سریال هندی کمترفامیلی دیده میشود که ازرسم و رواج و مراسم مذهبی هندوان چیزی نیاموخته باشد، حتی شاید دیده باشید، که این سریال ها دربازی و ساعت تیری کودکان چیقدرتاثیرگذاشته است، زمانیکه کودکان، دربازیهای طفلانه شان مراسم عروسی را ترسیم مینمایند از"سندرزدن" تا دورزدن دورآتش هندوان رسم مراسم عروسی هندوان را بصورت معصومانه وناآگاهانه تقلید مینمایند. دراین باره مقصرکیست؟ کودک نادان که وقت یادگیری آنست یا کسانی که الگوهای خراب را دراذهان آنها جای میدهند؟ درضمن مسئله دیگری که داستان اکثراین سریالها به تصویرکشانیده شده است و تاثیربیش از حد منفی بالای نوجوانان و جوانان ( چه دخترو چه پسر) دارد، موضوع برخورد بی تفاوت خانواده های هندی دربرابرمسئله بارداری قبل ازازدواج دختران شان میباشد که چه درسی به جوانان این مملکت خواهد داد، بجز از بیشترکردن وسواس آنها و به انحراف کشانیدن آنها. دراثرتداوم نشرات تلویزیون های خصوصی به همین منوال، شاید به این زودی ها نه بلکه بعد از سپری شدن چند سال بعد درد این موضوع حس گردد. آسانترین کاری را که فعلاًً تلویزیون های خصوصی درزمینه نشرات سریالهای هندی میتوانند بکنند که اصلاً برروال داستان و پیکرسریال صدمه وارد نکند، " سانسور" قسمت هایی ازآنهاست که با ارزش های فرهنگی ما همخوانی ندارد،لازم نیست به خور مردم ما داده شود( خصوصاً سکانس های بیش از حد مراسم مذهبی آنان، قضایای بارداری پیش ازازدواج دختران و .....).

     درحالیکه سریالهای تلویزیونی امروزه یک بخش مهم زندگی روزمره مردمان مختلف کشورما؛ ازسیاستمداران و دولتمردان گرفته تا مردم عام و خوارو غریب گردیده است، چه خوب خواهد بود،سریالهای خوب نشرگردند و الگوهای مفید و سازنده به خورتماشاچیان داده شود که ازجهات مختلف برای مردمان این مرزوبوم جالب و درعین حال مفید و آموزنده باشند، نه اینکه با سریالهای خیالبافانه هندی که با رنگ های مختلف و زرق و برق تخیلی تزئیین و ساخته شده اند مردم را بفریبند.  درحالی که هستند، کارگردانانی که درمملکت خود ما، توانایی ساخت سریالهای افغانی را دارند و خوب میدانند چه اثری برای مردمانشان ارائه دهند اما متاسفانه که ازجانب تلویزیون های خصوصی ما به این کارگردانان روی خوش نشان داده نمیشود.

این درست است که مردم جنگزده ما، نیازبه شادی ها و سرور ازدست رفته شان دارند، اما این به این معنی نیست که تمامی تلویزیونها برنامه هایشانرا برموضوعات مضحک و کامیدی تفریحی متمرکز سازند، بسیاری ازموضوعات  وآموزش های اجتماعی ای را که برای مردم نیازحیاتی است، میتوان گنجاند، اگر چه ازنگاه تجاری و مالی سودی برای مالکان آنها نداشته باشد.

مرض دیگری که گویا به صورت عمومی بین مجریان و گردانندگان برنامه های تلویزیونی و رادیویی رایج شده است، تلفظ اشتباه بعضی از کلمات خاصتاً تلفظ غلط حروف؛ ( الف، ع، ه و ح ) درکلمات میباشد که ریشه و سرچشمه آنرا میتوان درتلویزیون ملی افغانستان یابید. دراوایل فقط چند گوینده ضعیف تلویزیون ملی بودند که نه ازروی عمد، بلکه ازناتوانی این مشکل را داشتند اما بعد ها کم کم رفته رفته به حدی به یک مود و رواج تبدیل شد که حتی بعضی از سیاستمداران و افراد با سواد نیز این اشتباه را تکرار مینمایند.

بهترخواهد بود تلویزیون های مطرح کشوررا جداگانه مورد بررسی قراردهیم:

 

 

 

 تلویزیون طلوع :

 

   تلویزیون طلوع یک تلویزیون خصوصی تجارتی است که دفترمرکزی آن درکابل موقعیت دارد. این تلویزیون بیش از همه به درآمد و تجارتش میاندیشد و فعلاً درصدرجدول تلویزیون های پربیننده افغانستان قراردارد. طلوع درطول  بیشترازدوسالی که ازتاسیس آن میگذرد، پیشرفت قابل ملاحظه ای نموده است و کوشش زیاد دارد، مطابق زمان به پیش رود و بیننده های خود را ازاقشارمختلف افزایش دهد و همچنان مقامش را حفظ نماید. داشتن مشاورین قوی، مدیریت قوی، جلب جوانان مبتکرو سهمدهی بیش از حد به نسل جوان دربخش های مختلف ازجمله خصایص این شبکه است که زمینه پیشرفت آنرا مساعد ساخته است. ازقراراعلانات تجارتی بیش ازحدی که درلابلای برنامه های آن دیده میشود،اکثربرنامه های این شبکه هم اسپانسرمیگردند و هم به فروش خوب دست میابند. طلوع درشکارساعات مختلف نشراتی ازمهارت خاصی برخوردارگشته است و همواره کوشش دارد، ساعات خوب نشراتی رقبای خود را به نحوی تخریب نماید. ستاره افغان، زنگ خطر، گفتمان، سریال هندی " زمانی خشوهم عروس بو" گزارش شش ونیم و  چهره بالییود از جمله برنامه های پربیننده این تلویزیون است. طلوع کوشش دارد، درمقابل هربرنامه پربیننده رقیبان خود یک برنامه پربیننده پیشکش نماید. کوشش طلوع درآوردن برنامه های تفریحی و سیاسی بصورت متعادل مشهود است. طلوع تصحیح غلطهای رایج ژورنالیستی را که درزبان فارسی دری وجود دارد، راه اندازی نموده و ازطریق برنامه هایش و کاربرد اصطلاحات درست،  سعی زیاد در بکارگیری  واژه های خالص فارسی دارد. درضمن این تلویزیون همواره منتقد حکومت و پارلمان بوده و مسایل داغ سیاسی را دربرنامه های هفته وارش تحت پوشش قرارمیدهد. درهمین اواخرطلوع تا آخرین حد میزان برنامه های تولیدی اش را کاهش داده اما ازتولیدات ساخته شده خارجی با دوبله استفاده اعظمی مینماید. گفتنی است، طلوع دردوبله سریالهای هندی ازسایرتلویزیون های کشورپیشی گرفته است. دراوایل طلوع درمسایل مذهبی ( آذان، تلاوت قرآن شریف) توجه چندانی نداشت اما بعد ها بعد از اعتراضات وسیع مردم، این اشتباهش را با ایجاد برنامه " فرهنگ و تمدن اسلام" و نشر " احادیت" درلابلای برنامه هایش و خاصتاً درشبکه نو تاسیس لمررفع نموده است. گفتنی است،طلوع برای راضی نگهداشتن تماشاچیان پشتو زبان کشورشبکه  لمر را ایجاد کرده است و این خود نشان دهنده پیشرفت وتوسعه آنست.

 

 

شبکه رادیو- تلویزیون آریانا:

       

  رادیو- تلویزیون آریانا، که دو شبکه به نامهای شبکه رادیو- تلویزیون آریانا، و شبکه جهانی آریانا دارد و ازکابل نشرات میدهد، یکی از رقیبان طلوع محسوب میشود و حدوداً یکسال بعد از ایجاد طلوع به فعالیت خویش آغازکرده است. این شبکه نیزخصوصی میباشد ازجمله زیرمجموعه های سرمایه گذاری خصوصی آقای بیات است. دراوایلی که آریانا ایجاد گردید، طلوع هراس بیش ازحد از این شبکه داشت، اما بعد از گذشت چند ماهی که تغییرات و پیشرفت چشمگیری دربرنامه های تلویزیون آریانا مشاهده نگردید، طلوع با خیال راحت به توسعه برنامه های خویش ادامه داده است. آریانا نیز مانند طلوع، آهنگ ها، فلم ها و سریال هندی نشرمینماید. موضع آریانا درقبال حکومت نرمتربوده و اتکاء آن بیشتر روی برنامه های سیاسی است. اخبارآریانا نسبتاً بیننده زیادی دارد و ازقرارتعداد اعلانات تجارتی ای که از این تلویزیون نشرمیگردد، برنامه های آن به حد زیاد به فروش نمیرسد. این شبکه دربرنامه های آموزشی مانند، آموزش کمپیوتر، آموزش زبان آموزش موسیقی و برنامه کودک پیشگام تر و مبتکرترازدیگرشبکه ها بوده است. آریانا درعمربیشترازیکساله اش، دارای فراز و نشیب بوده است و پیشرفت متواترنداشته است. حقیقت، گلبرگها، سرک بی سر،  سریال هندی " حنا " و اخبارساعت هشت این شبکه ازجمله های برنامه های پربیننده این شبکه میباشند. پالیسی آریانا درقبال زبانهای دری و پشتو دربرنامه ها همواره پنجاه پنجاه بوده است و ازهمین لحاظ درولایات پشتون نشین کشورو دربین مهاجرین افغان درپاکستان بینندگان زیادی دارد. آریانا دردعوت ازهنرمندان افغان مقیم خارج ازکشور و راه اندازی کنسرتهای آنان شهرت خاص دارد. درضمن این شبکه تلویزیونی همکاررسانه ای شرکت افغان بیسیم ( یکی از شرکتهای سرمایه گذاری خصوصی آقای بیات) و بنیاد بیات میباشد. دربین شبکه های خصوصی درافغانستان آریانا بعضا بعد از طلوعً جایگاه دوم  و بعضاً جایگاه سوم را داشته است. گفتنی است شبکه جهانی آریانا که عین برنامه های شبکه داخلی را روی ماهواره دراروپا وآمریکای شمالی به نشرمیرساند، درغرب علاقه مندان زیادی دارد. آریانا را خیلی ها به دلیل رعایت مسایل دینی و مذهبی ( برنامه های دینی، تلاوت قرآن کریم، اذان) تلویزیونی میدانند که با ارزش های اسلامی و دینی افغانستان همخوانی دارد. برنامه سازی آریانا دارای ریتم نسبتاً کند بوده و شکل وشمایل برنامه های آن، به تلویزیون ملی افغانستان شباهت زیادی دارد که بعضی ها آنرا شبکه ملی ثانی مینامند.   

تلویزیون افغان، لمر، آیینه و شمشاد شبکه های دیگرخصوصی اند که به ترتیب هرکدام بینندهای خاص خود را دارد. دربین تلویزیون های خصوصی ایکه درآینده های نزدیک ایجاد میگردند، نامهایی چون؛ فردا، تمدن، نورین و صبا شنیده میشود که امکان دارد، هرچه زود تریکی پس از دیگری عرض وجود نماید، ولی امید و انتظارمردم ازشبکه های جدید یک سلسله نوآوری ها و برنامه هایست که تاکنون از تلویزیون های خصوصی موجود نشرنشده باشد. درضمن انتظارمیرود، تلویزیون ها که جایگاه خاصی دربین رگ رگ اجتماع دارند و مهمان هرخانه اند، آموزش های اجتماعی را درزمینه های مختلف شروع نمایند. این آموزشها میتوانند،ازتصحیح اشتباهات رایج درنوشتارمطبوعات و نامه نگاری گرفته تا نوسازی کامل جامعه ازطریق آموزش های، مسایل مدنی، قوانین ترافیک، مشورت های حقوقی، مشوره های روانی، مشوره های خانودگی و ازاین قبیل برنامه باشند، تا برای بالا بردن سطح آگاهی مردم مفید واقع شده تا حدی تلافی عقب ماندگی سالهای جنگ را نمایند.  

نوشته شده توسط Mohammad Amin Wahidi در 2:37 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •