تبليغاتX
سینمای دید نو New Vision Cinema - زندگی سینمایی اين صفحه را صفحه ی اصلی خود کنيد

Tue 9 Jan 2007

زندگی سینمایی

 

خاطره ای از زمان تهیه کنندگی برنامه سینمایی چشم شیشه یی

( نوشته­ی محمد امین وحیدی)

درهمین اواخر فلمنامه ای زیردست دارم با سه نام پیشنهادی  " سینما خانه من است" ، " خانه مشترک"  و " یک شب درسینما" که نمیدانم بالاخره کدام نام را انتخاب کنم، بهرحال محتوای آن ازیک چشم دید ساده به صورت ناگهانی به ذهنم خطور کرده است. زمانی که روزی برای ثبت برنامه سینمایی چشم شیشه یی (یکی از برنامه های تلویزیون آریانا که تهیه کنندگی و اجرای آن را به عهده داشتم) سینماهای شهرکابل را به معرفی میگرفتم، به سلسله سینماها به سینما فخری پاگذاشتم وبا صحنه جالبی روبرو شدم، اول از دیدن مخروبه تعمیر آن سینما به فکرفرورفتم، و زمانی که خواستم داخل آنرا ببینیم، ازداخل غالمغال و سروصداهایی بگوش میرسید، دهن دروازه کوچک ورودی که درسمت دیوار عقبی آن قراردارد،کراچی چهارچرخه ایستاده بود، ازپهلویش گذشته وارد ساختمان شدم، فامیلی را دیدم که دربین تعمیرمخروبه مسکن گزیده بودند وازتعمیرمخروبه سینما منحیث یک حویلی نشیمن استفاده میکردند. یکی دو طفل قد و نیم قد به چشمم خورد که روی استیج بی سقف آن بازی میکردند. مادرفامیل درحال شستن ظروف بود و پدرفامیل که ازیک پا معیوب بود، برای  سوخت سماوار چوب میشکست. اجازه گرفتم وبا سلام داخل رفتم، مرد مهربانی بود و لب به سخن گشود، با وی صحبتی انجام دادم که دربرنامه نشرگردید و نوشته زیر متنیست که درهمان برنامه خوانده شد. فلمنامه را هم بعد از تکمیل شدن درهمین ویبلاگ دراختیاردوستان گرامی و بازدیدکنندگان عزیز سینمای دید نو قرارخواهم داد. آرزومند موفقیت های هرچه بیشترتک تک شما علاقه مندان این ویبلاگ!

  

 

   

یک زندگی سینمایی !   A cinematic Life!

 

-  پدرای خانه ما چیقه خانه اس؟ چیتوایقه کلان اس؟ دیگه مردما هم ایتو خانه دارند؟

 

      اینها جملات طفلانه­ی کودکی است که فامیل شان از بی خانمانی دربین تعمیرمخروبه سینما فخری زندگی مینمایند. مردی که با زن و سه فرزندش دراین به اصطلاح خانه زندگی مینماید، از زندگی اش شکوه های زیادی دارد و ازدولت خواسته های زیاد. مرد از یک پا معیوب است، کاروبارساده و بخورنمیری دارد و درپهلویش دو فرزند وی که هم مکتب میخوانند و هم کارمیکنند، تا لقمه نانی بیشتربه فامیلشان برسانند.

دیوارهای مخروبه سینمای فخری که دید هر رهگذر را به خود جلب مینماید، درواقع سیمای ساختمان مخروبه یک سینما نه بلکه نمایانگرسینمای ورشکسته و بی سرنوشت مملکت ما میباشد. سینما فخری که یکی از سینماهای مخروبه و فراموش شده کشورمیباشد، با گذری ازپهلوی ساختمان آن، میتوان نشانه هایی از بی علاقه گی و بی توجهی دولت به این هنرو صنعت را یافت، و صحنه یی که آدم با آن روبرو میشود، هم خنده میگیرد و هم گریه. خنده ازآن جهت که چه روزی رسیده است، که ساختمان سینما را بجای خانه نشیمن و محلی برای زندگی برگزیده اند، اما گریه ازآن جهت که این کار ازمجبوری صورت گرفته است و با دیدن چنین صحنه یی، یادی از بدبختی ها، مصیبت ها، بیخانمانی ها خود بخودی درذهن زنده میگردد. مجبوری ای که این فامیل را به اینجا کشانیده است از یکسو، اگرتعمیرسینما آباد گردد، این فامیل که ازچندی بدین سو درآن برایشان لانه و کاشانه ای یافته اند، چی خواهد شد، و بدترازآن اگرساختمان سینما به این زودی ها دوباره آباد نشود، چه لطمه ای برپیکراین هنر وارد میگردد، این تنها سینما فخری نیست که به چنین سرنوشتی دچارگردیده است، بلکه سینما میوند، کوته سنگی، بریکوت، بهزاد، کابل ننداری، و حتی درهمین اوخرسینما باختر که درمرکز شهرقراردارد، ازکارافتاده اند اما هیچ کس و هیچ ارگانی به این نکته توجه ای نکرده است، این مسئله اندکی ذهن را بخود مشغول میکند.

نوشته شده توسط Mohammad Amin Wahidi در 1:4 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •