Wed 10 Jan 2007
بالاخره این کبیرخان کیست و چی کاره است؟!
کبیرخان را بهتر و بیشتربشناسید!
زینه بسیارسوی بام بلند
تو به یک پله چون شوی خرسند؟!
تورا تیشه دادم که هیزم بکن،
نگفتم که دیوارمردم بکن!
کارگردان تازه کاری که این روزها دربازار مطبوعات نامش برسرزبان ها افتاده و ظاهراً خود را غمگین جلوه میدهد، اما درته دل با کمال خوشی برخود میبالد که به خان نعمتی دست یافته است که سالهای سال آرزویش را داشته است که با ساخت یک فلم بتواند سروصداهایی را برپا نماید هنوز که هنوز است، کسی درباره زندگینامه مفصل وی اطلاع کاملی ندارد. آخر این فلمساز کیست که اینقدرمطرح شده است؟ کبیرخانی که به حساب خودش اینقدرغوغا به پا کرده است، چه سابقهای درسینما دارد؟ این موضوع مرا بیشتردربارهی او و زندگینامه و کارکردهایش کنجکاو ساخت تا دست به تحقیق و جستجوی انترنتی بزنم و اگرمطلبی دربارهی او یا زندگی نامه اش را بیابم، آن را به فارسی برگردانم و دروبلاگم برای علاقه مندان قرار دهم.
ازگوگل و یاهو گرفته تا ویکیپیدیا و سایت های بالییود گشتم، اما بدبختانه که وی هیچگونه معلومات یا زندگینامه ای ازخود درسایتها به جا نگذاشته است. اول قهرم آمد که چرا این کارگردان پررو ازخود هیچ اثری بجا نگذاشته است، ولی بعد از چرت زدن پی بردم که اگر کبیرخان شخصیتی هنری میداشت و سابقه کاری درخشانی میداشت، حتماً با سربلندی دربارهی شاهکارها و افتخاراتش، و سپس حتا دربارهی زندگی با آبرویش مطالب زیادی به رسانه ها و مطبوعات میداد، پس حتماً چیزی ندارد که برای دیگران مطرح نماید، خوب بیچاره درکل عمر خود دو فلم دارد، اولی یک فلم مستند به نام "اردوی فراموش شده" یا "The forgotten Army " است و موضوعش درمورد مردان و زنانی است که درزمان آزادی هندوستان ازچنگ انگلیس با سخنان " نتاجی سوباس چاندرابوس"، حاکم دهلی شجاعانه علیه انگلیس مبارزه نموده اند که احتمالا بین سالهای 1997 الی 1999 آنرا ساخته است . دومین کارش هم فلم توهین آمیز و جنجال برانگیز"کابل اکسپرس" است که همهی ما آنرا دیدیم. همچنان دریک فلم مستند تلویزیونی دیگر به نام "ژورنالیست و جهادی" با کارگردانی مشترک احمد ای جمال و رامیش شرما، محصول سال 2006 که موضوع آن قتل دانیل پیرل ژورنالیست آمریکایی ای است که درمورد ارتباط القاعده با آی اس آی (سازمان جاسوسی پاکستان) تحقیقات مینمود و بعد ازاختطاف شدن به تاریخ 1 فبروری 2002 درکراچی پاکستان به قتل رسید، درکنار سه چهار فلمبردار خارجی دیگر، کبیرخان هم منحیث یک فلمبردارهمکاری داشته است.
وقتی با خود می اندیشم، که چرا کبیرخان "کابل اکسپرس" را ساخته است، نتیجه می گیرم که، چون او یک فلمساز تازه کار و نوکیسه است، بجز ازسوء استفاده جویی تبلیغاتی که با کمک راهنمایی های غلط بعضی از ناهنرمندان کشورما، خواسته یک شبه پله های شهرت را زیرپاگذارد و به اوج برسد، هدف دیگری نمیتواند داشته باشد. همچنین از قرائن این فلم که سکانس هایی دردفاع از طالب ( مأموراستخبارات پاکستان) و بی گناه جلوه دادن دولت پاکستان دررابطه با طالبان ( سکانس طالب درمرز پاکستان) این شک و شبه ایجاد میشود که وی یک یک مامور " آی اس آی " پاکستان بوده که ساختن این فلم یکی ازماموریتهایی باشد که به وی دیکته شده اند.

و ازسوی دیگر، چون تهیه کنندگی فلم را یکی ازکمپنی های غول آسای سینمای بالییود " یش راج فلم" شرکت فلمسازی ادیتا چوپرا و پدرش یش چوپرا غول سینمای بالییود به عهده داشته است و سایرمقدمه چینی فلم را درافغانستان نا هنرمندان پولدوست افغانی ما انجام داده، کبیرخان به فکراینکه " سنگ مفت گنجشک مفت، اگرخورد خوب اگرنخورد هیچ " که دیدیم به بسیار سادگی و با فلمی که ازنظرسیناریو و سیاق داستانی، هم چنین ضعف کارگردانی و حتا فلمبرداری درسطح بسیار پایینی قراردارد به شهرت رسید.

فلم تکان دهندهی " کابل اکسپرس" با آنکه با بهای زیادی برای مردم هزاره تمام شد، زنگ خطری برای مقامات دولتی افغان فلم است تا ازاین به بعد با دقت و شفافیت بیشتر به فلمسازان خارجی اجازه فعالیت درکشوردهند و معیارهایی را برای ساخت فلم های مشترک خارجیان با افغانی ها وضع نمایند. درضمن، ساخت و تکثیراین فلم هشدارهای بیدارکننده ای هم برای مردم وهنرمندان هزاره به همراه داشته داشته است.
مردم سلحشور و همیشه بیدار هزاره، درطول تاریخ افغانستان همیشه چوب سوخت وطن بوده اند و درمبارزات مختلف دفاع از میهن سهم ارزنده ای داشته اند، اما همچنان گمنام و مطرح ناشده باقی مانده اند. درمسایل سیاسی و اجتماعی کشورهمیشه آگاهانه و فعال سهم گرفته اند که اعتراضات و گردهمایی هایی علیه این فلم اهانت آمیز درشهرهای مختلف افغانستان خود نشانگرشعورسیاسی این مردم است. اما ازاین به بعد وظیفهی ملی و انسانی کارسینماگران هزاره است تا با پاسخ های هنری شان ازحق مسلم شان دفاع نمایند و اتهامات کورکورانه، کینه توزانه و بی اساس علیه مردم شانرا با قدرت هنری شان رد نمایند.
تاکنون سینماگران هزاره به فکراین نبوده اند که ظلم هایی را که درطول تاریخ افغانستان برمردم آنها رواداشته شده به تصویربکشند، البته نه به این لحاظ که آنها توانمندی آنرا ندارند، یا ازتاریخ چیزی نمیفهمند و یا ازکسی میترسند، بلکه فقط به منظور حفظ امنیت و فضای صلح آمیز(اما شکننده) فعلی که بعد از سالها جنگ و ویرانی که همیشه قربانیان اصلی مردم غیور و آگاه هزاره بوده اند، فرصت غنیمتی شمرده میشود. به همین دلیل ازبیان خیلی ازحقایق تلخ و جفاهایی که به حق مردم شان وارد گردیده، مصلحتاً ابا ورزیده و سکوت نموده اند ولی بدون توجه به این موضع عالمانه و وطن پرستانهی هزاره ها، تهاجمات بی شرمانه ای علیه این مردم آغازگردید که آنها را درمقابل یک عمل انجام شده قرارداد که ما را به یاد ضرب المثلی که میگوید " بگیر که نگیرد!" می اندازد، درحالیکه میشود خیلی موضوعات واقعی، مستند و تکاندهنده ای را به تصویرکشید که دراین مملکت علیه هزاره ها صورت گرفته است.
بعد ازساخت و نشرفلم "کابل اکسپرس"، البته نه به منظور و مقصود کینه توزی و انتقام جویی ازآن و عوامل دست اندرکارش، بلکه منحیث روایت یک تاریخ و یک حقیقت تلخ، ممکن از این به بعد سینما گران هزاره هم به خود جرآت بدهند ودست به ساخت نه تنها یک فلم بلکه فلمهایی بزنند که با سند و اثبات نشان دهنده و معرف این مردم رنجدیده و غیوربا تمام خصوصیاتشان باشد، گر چه سکوت همیشه نشانه ناتوانی نبوده و اغلب بزرگواری، بردباری، گذشت و تحمل و مدارا را میرساند، اما افسوس که دیگران برداشت غلط ازآن مینمایند، بدین لحاظ امروز که به بسیارسادگی میتوان به ابزار و وسایل تکنیکی فلمسازی دست یافت، برای معرفی درست مردم هزاره نیاز به ساخت فلم های واقعی ایست که جهانیان برداشت درست و واقعی از این مردم محروم داشته باشند.

