تبليغاتX
سینمای دید نو New Vision Cinema - "اکادمی هنر و علوم سینمایی" را بشناسید: اين صفحه را صفحه ی اصلی خود کنيد

Mon 22 Jan 2007

"اکادمی هنر و علوم سینمایی" را بشناسید:

 

 

    

وضعیت آموزش سینما درافغانستان

( نوشته­ی محمد امین وحیدی)

 

 

آکادمی هنروعلوم سینمایی امیدی برای سینمای کشور

 

" آکادمی هنر و علوم سینمایی" که یگانه مرکزخصوصی آموزش سینما بصورت اکادمیک درسطح شهرکابل میباشد، ازسال 1382 به فعالیت آغازنموده است. این مرکز با ساختارفعلی اش، حاصل و باروری موسسه ایست به نام "روایت هجر" که درسال 1379 درایران بنیان گذاشته است و بعد از قیوداتی که ازجانب حکومت ایران بالای مهاجرین وضع گردید و این مرکز نیز ازآن بی تأثیرنماند، مسئولین آن درایران به فعالیتشان خاتمه داده رهسپار وطن شدند.

" اکادمی هنر و علوم سینمایی" که در رشته های بازیگری، فلمبرداری، فلمنامه نویسی و کارگردانی دردوره های کوتاه مدت ومتوسط تدریس مینماید، تاکنون نتایج چشمگیری داشته و فارغان خوبی تقدیم جامعه فرهنگی – هنری نموده است.

   

درواقع فعالیت های چشمگیر "آکادمی هنرو علوم سینمایی" به موازنه ایست که نه دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه کابل که مقام بزرگترین مرکزهنرهای دراماتیک درسطح کشوررا داراست، نه افغان فلم که بزرگترین ارگان فلمسازی درسطح کشوراست و نه هیچ ارگان خصوصی دیگرسینمایی،  تا امروز به این اندازه این مرکزخصوصی مصدرخدمت واقع شده اند. درست است که "آکادمی هنرو علوم سینمایی" فقط یک ارگان خصوصیست و فقط به اندازه توان خویش فعالیت مینماید، اما اگر ارگان هایی مانند افغان فلم، اتحادیه سینماگران و دانشکده هنرهای زیبا هرکدام به نوبه خویش به صداقت آن، درعرصه باروری سینما فعالیت نمایند، بزودی شاهد انکشاف و پیشرفت چشمگیرسینما درافغانستان خواهیم بود.

    

 " آکادمی هنرو علوم سینمایی" که با سعی و تلاش خستگی ناپذیر" آقای علی محمدی " و همکارانش همچنان به فعالیت ادامه میدهد، درشرایط فعلی افغانستان، دارویست برای نجات سینمای درحال مردن افغانستان. این مرکزبا داشتن کتابخانه غنی و مواد کافی آموزشی رشته های مختلف سینما، با هزینه و مصارف شخصی "آقای محمدی" به پیش برده میشود؛ اجاره تعمیر، معاش (هرچند ناچیز) آموزگاران، هزینه مواد تدریسی و مهمترازهمه، گذاشتن وقت درشرایط فعلی افغانستان، همه و همه را فقط با عشق و ایثارمیتوان پرداخت و گرنه درافغانستان امروز که اکثریت بجزازمنفعت شخصی دست به کوچکترین کاراجتماعی و فرهنگی - هنری هم نمیزند این "علی محمدی" است که همه داروندارش را به پای سینما ریخته و شب و روز با اندوخته هایش ره تازه واردان را روشن میسازد.

     

"علی محمدی" با گام های استواروسنجیده به پیش میرود و درفش سینمای کشور را با خود حمل میکند تا برقله های فتح برساند و دینی را که به عهده گرفته است ادا نماید، بدون آنکه ازناملایمتهای روزگار شکوه و گلایه کند. آری سخن از فعالیت های مردیست که  سالها با آرمانهایش زندگی کرده وعمرش را وقف هنر و سینما نموده  که بسیاری ازجوانان تازه کارفلمسازی خود را مدیون او میدانند.

                                           

"علی محمدی" کارهنری اش را با خطاطی آغاز کرده  و بعد از تحصیل دررشته سینما درایران، چندین فلم مستند ساخته و فعلاً درکنارسایرکارهای هنری دغدغه اصلی اش آموزش سینما برای دیگران است. "محمدی" درطراحی و گرافیک هم دست بالایی دارد و نیزتاهنوز عاشق خط و خطاطی است که تابلوهای آثارخطاطی را میتوان دردیوارهای اکادمی پیدا کرد. "محمدی" نه تنها ازفعالیتهای اکادمی درآمد ندارد، که هرچه ازگرافیک و طراحی گیرش میاید ازآن دراکادمی مایه میگذارد، ولی بازهم برخود میبالد ازاینکه شاگردانش هم اکنون یا درتلویزیون های خصوصی مصروف کاراند و یا بصورت انفرادی و جمعی درحال تجربه فلمسازی اند. برای یک استاد چه چیز میتواند بهتراز موفقیت شاگردانش باشد؟!  

 

درفضای بوجود آمده کنونی افغانستان که هرگونه تفکر و اندیشه میخشکد و درعوض یاس و نا امیدی برهمه چیزچیره میگردد، فقط عشق، ایثار و ازخود گذری است که میتواند تحول ایجاد کند. لازم به تذکراست که درحال حاضربجز از دوره های "اکادمی هنرو علوم سینمایی" هیچگونه فعالیت دوامدار و پیگیرآموزش سینما درکشوروجود ندارد. فقط ورکشاپ ها و سیمینارهایی گاه و نا گاه ازجانب "بنیاد فرهنگ و جامعه مدنی" یا "مراکز فرهنگی آلمان و فرانسه" درکابل و یا با سفرهای کوتاه مدت سینماگران خارجی راه اندازی میگردند که نمیتوان انتظارات زیاد ازآن داشت. همینست که قدر" آکادمی هنرو علوم سینمایی " را باید دانست هرچند برای بهبود سینما فقط یک اکادمی درسطح کشور کافی نیست.   

 

 

       

 

یاد آن روز ها...

" خاطره ای ازاکادمی هنر وعلوم سینمایی"

 

زمانیکه پارچه های زرد رنگ تبلیغاتی، با کلماتی چون آموزش فلمنامه نویسی -  فلمسازی- کارگردانی – فلمبرداری و... اکثرجاده ها و خیابانهای بزرگ شهرکابل را تزیین نموده بود درشهرهمه چیزعادی بود و همه کس به فکرزندگی خویش اما فقط این پارچه های تبلیغاتی زرد رنگ غیرعادی به نظرمیرسیدند. گویا رمز و حرف تازه­ای درآنها نهفته بود، من که تازه یکی دو دوره­ی کوتاه بازیگری و تاریخ سینما را در"کابل فلم" و "بنیاد فلمسازان جوان مربوط موسسه آیینه" سپری کرده بودم، ازدیدن این پارچه های تبلیغاتی زرد رنگ بسیارهیجان زده شده بودم و خیلی دلم میخواست این مرکز را که تبلیغاتش کل پایتخت افغانستان را پر کرده بود ازنزدیک ببینم.

سخن از تقریباً سه سال پیش است که برای اولین بار به " اکادمی هنرو علوم سینمایی" مقابل سرک شورا مراجعه کردم. دراولین آشنایی با مسئولین و دست اندرکاران این اکادمی، ازرفتار، سلوک، اهداف و بالاخره ازاین اقدام شان خوشم آمد و به اکادمی دل بستم. بعد از یکی دوباره سبک سنگین کردن و با خود سنجیدن بالاخره تصمیم گرفتم درکلاسهای کارگردانی و فلمبرداری آن ثبت نام نمایم. روزها می­گذشت و درس ها خوب پیش میرفت، بالاخره چهار و نیم ماه گذشت و درسهایمان به پایان رسید و بعد از سپری شدن امتحان آخرترم نتیجه نسبتاً خوبی بدست آوردم.

   

 سمسترخاتمه یافت و هرکه رفت پشت کارش، اما رابطه بچه ها با اکادمی یک رابطه نا گسستنی ای شده بود.

پس ازآن با پیش آمدن مصروفیت های کاری، گاه و پگاه به اکادمی سرمیزدم و به استادان ادای احترام میکردم. سال آخرشد، سرما رسید، سردی همه جا را فراگرفت، اما اکادمی همچنان گرم و پرازحرارت بود، فقط با تغییرمکان به فعالیتش ادامه، سرما رفت، بهاررسید. اکادمی همچنان پرازصفا و صمیمیت بود، اما اینبار دراول سال اعلانات نه تنها پارچه های زرد رنگ سال گذشته بود که درپهلوی آن تبلیغات روی پوسترهای کاغذی نیز اضافه شده بود که بیشترازسال پار درو دیوار این شهر را تزیین مینمود. آن سال هم گذشت ، بازهم اکادمی فقط با تغییرمکان به فعالیتش ادامه داد، بچه آمدند، یاد گرفتند، رفتند و به کارهای جدید تری شروع کردند، اما اکادمی هنوز هم به فعالیتش ادامه میدهد با وجود اینهمه نا ملایمت های روزگار و دشواری ها و نا توانی مالی درشرایط فعلی افغانستان.

 خوب که دقت کردم، پی بردم درپهلوی اینکه از"اکادمی هنروعلوم سینمایی" خیلی چیزها آموختم، درباره سینما، درباره فلم و فلمنامه، درباره اینکه یک فلم چطورساخته میشود، درباره کارگردان جهان و جهان سینما، اما درسی که برای زندگی ام حیاتی است و آنرا ازهمین اکادمی آموختم، آن " خلاف جریان حرکت کردن" است، باز با خود اندیشیدم؛ به راستی که عجیب است، درزمانه ای که همه درفکرپرکردن جیب و افزودن مال و منال اند، همه می اندیشند چطور به سرمایه های مادی شان بی­افزایند، چطور به نام این و آن سروصدا هایی را راه بیاندازند و پول گیربیاورند، اما این فقط "اکادمی هنر وعلوم سینمایی" است که به بسیارآهستگی و خون سردی بر خلاف این جریان درحرکت است و بزری را میکارد که حاصل آنرا نسل های بعدی بچینند.  

 

 

نوشته شده توسط Mohammad Amin Wahidi در 1:33 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •